pdf[hy]57pix

كاركرد تصاوير

در

نظام آموزش رفتارگراي ايران

 

 

 

 “کتاب‌هاي درسي آئينه‌ي تمام‌نماي سياست‌هاي ايدئولوژيک،‌ فرهنگي،‌ ديني،‌ سياسي، اجتماعي (خانوادگي، ‌شبکه‌ي خويشاوندي، ايلي ـ قومي)،‌ جامعوي (حوزه‌ي عمومي) و جامعتي (حوزه‌ي دولت, ملت و حوزه‌هاي کلان ديني ـ زباني ـ نژادي) است. در جوامع مبتني بر خودکامگي حزبي،‌ ديني،‌ نظامي و شخصيتي،‌ گرايش‌هاي فردپرستي شخصيت‌ستايي و القا و تنفيذ زورمندانه‌ي ايده‌ئولوژيک حزبي ـ ديني در کتاب‌هاي درسي‌ِ نظري انعکاس مي‌يابند و تعاون و همبستگي اجباري،‌ بدون توجه به تنوعات و تکثرات فرهنگي، اعتقادات و باورهاي قومي،‌ بومي، گروهي و فردي بر همگان،‌ اعم از زن و مرد، تحميل شده، حتي تفاوت‌هاي جنسيتي،‌ سنّي، شغلي نيز ناديده گرفته مي‌شوند.

داور شيخاوندي

 

نقد ناكارامد بودن ساختار آموزش در ايران‌ِ امروز, صحبت روزمره و مكرّري است كه تحريك دوباره‌ي آن بيشتر اين ايده را مي‌آفريند كه راهكاري براي برون‌رفت از آن هيچ‌گاه در دست نبوده است, چرا كه پس از اين همه بايد‌ها و نبايد‌هاي فرهنگي و اجتماعي هنوز چون همواره, همان حرف‌ها طرح مي‌شود.

از اواخر قرن نوزدهم با پيدايش سيستم‌هاي روانشناسي رفتارنگر, اين ايده شكل گرفت كه چگونه با در نظر داشتن نتايج, و با اعمال آموزش‌هاي منسجم, مخاطب را به آنچه براي او در نظر گرفته شده است نزديك كرد. به‌واقع اين سيستم‌هاي ازپيش تعيين‌شده در پي آن بوده‌اند كه بر اساس كدام اتفاق‌هاي پيش‌بيني شده و از طريق كدام راه‌هاي ممكن دسترسي به هدف غايي ممكن خواهد بود. اهميت اين سيستم‌ها هم از همين امكان آنها نشأت گرفته است, چرا كه در سيستم‌هاي رفتارگرايي نتيجه‌ي غايي زود مشخص مي‌شود و مرزهاي متعيّن و قطعي آن, و سرعت كسب نتيجه, اولويت‌هايي بوده‌اند كه خانواده‌ها را به ذوق آورده, چرا كه پيشرفت كودكان براي آنها محسوس و پذيرفتني بوده است.

اين نكته كه ساختار سيستم‌هاي آموزشي در قرن بيستم تا به امروز بارها و بارها به نقد درآمده‌اند موضوع بحث ما نيست. گشتالگراها و ايده‌ي آنها كه اِعمال يك محرك مشخص حتماً كسب جواب متعين و پيش‌بيني شده را در پي نخواهد داشت؛ سيستم‌هاي روانشناسي تحول‌گرا كه آموزش را يك فرايند مي‌پندارد و آن را اثر تجربه‌ي مستقيم و بي‌واسطه‌ي كودكان با جهان پيرامون خود دانسته و تا آنجا پيش مي‌رود كه آموزش دستوري و بايدها و نبايد‌هاي رسمي را راه‌هايي براي محروم كردن كودكان از يادگيري به‌شمار مي‌آورد؛ و تا امروز و روانشناسان انسان‌گرا, كه مدارس را با محوريت كودكان در ذهن خود پرورانيده‌اند, آموزگاران در خدمت كودكان جريان‌هاي آموزشي را طرح‌ريزي كرده و به پيش مي‌برند؛ همه و همه بيشتر ايده‌هايي در باب يك امر ماورايي است براي كسي كه در مرزهاي آموزش ايراني, مدارس ايراني را تجربه كرده است.

اما نگاه به واقعيت‌هاي انضمامي طرح‌ريزي شده براي آموزش كودكان در مدارس روزمره‌ي ايراني, خود اطلاعاتي را به دست خواهد داد. آنچه قطعي به نظر مي‌آيد اين است كه از چند سال قبل به اين سو, اگر چه اين‌بار هم بر اساس يك نظام متمركز‌ِ تعريف شده از سوي دولت, كتاب‌هاي درسي دوره‌ي ابتدايي تغيير كرده است. نگاه سرسري به اين كتاب‌ها و مقايسه با مكتوبات قبلي توجه گسترده‌تر به استفاده از تصاوير را نشان مي‌دهد.

در كتاب سال اول ابتدايي توجه به نكته‌اي  ديگر را نيز مي‌توان پيگيري كرد. اين ايده كه ارتباط برقرار كردن كودكان با نظام نشانه‌هاي زباني به واسطه‌ي انتزاع نهفته در آنها, اگر به يك‌باره و با گسست از زندگي روزمره‌ي متكي بر تجربه‌ي ديدماني كودكانه (به واسطه‌ي اولويت تجربه‌ي ديدماني بر قدرت تمايز انتزاعي ذهن) انجام گيرد, با چالش مواجه خواهد شد. شايد از اين روي بوده است كه اين‌بار آموزش حرف «الف» آغازگر كتاب نيست. به واقع اين‌بار «بابا آب» نداده است, بلكه دوازده نگاره‌, جلسات اول حضور كودك در دبستان را پر خواهد كرد تا تصاوير حريم امني براي ايجاد حداقلي از ارتباط بين معلّم و دانش‌آموزان باشد. اين يادداشت در پي آن است تا با بازخواني دوباره‌ي اين تصاوير سويه‌هاي‌ِ پنهان‌ِ هژمونيك‌ِ اين سطوح رنگين را هويدا سازد.

از نگاه روش‌شناسانه شايد پنداشته شود كه متمركز كردن و جمع‌بندي پاره‌هاي ذكر شده بر روي هر تصوير و ايجاد متني يكدست, مي‌توانست دقّت‌نظر بيشتري را در خود حمل كند. اما من خود‌خواسته اين صورت ارائه را برگزيده‌ام؛ چرا كه از يك‌سو اين پاره‌ها اشاره‌اي بر ادامه‌داشتن واسازي اينچنيني نشانه‌ها را در خود حمل مي‌كنند؛ خطوط سفيد مابين هر گزاره اشاره به حفره‌هايي است كه همچنان مي‌تواند در سطح تصاوير تكثير شود. و از سوي ديگر, اين شيوه امكان دريافت ايده‌ها را ساده و سهل كرده است. در رابطه با هر نگاره, اشاره‌هايي به متني آورده شده است كه از سوي سازمان آموزش و پرورش در اختيار معلمان قرار گرفته تا با اتكا به آن آموزش خود را طرح‌ريزي كنند و در پي آن ايده‌هايي ذكر گرديده كه پنداشته‌ام سؤال‌ها و چالش‌هايي را براي مخاطب خواهد گشود.

 

براي مشـاهده‌ي ادامه‌ي متـن، فايل ‹پي‌دي‌اف› پيوست را دريافت نماييــد.